محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1601
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رخ داده بود شرمگين بودند . عمر ماجرا را از بعض كسانى كه به مدينه پناه برده بودند شنيد و گفت : « بندگان خدا ، به خدا هر مسلمانى را بخشيدهام . من « گروه » [ 1 ] هر فرد مسلمانم خدا ابو عبيد را بيامرزاد اگر عبور كرده بود و به خيف پناه برده بود يا سوى ما آمده بود و جنگ نكرده بود ما « گروه » وى بوديم . » هنگامى كه پارسيان مىخواستند عبور كنند خبر آمد كه مردم در مداين بر ضد رستم شوريدهاند و پيمان وى را شكستهاند و دو گروه شدهاند فهلوجان ، طرفدار رستم را گرفتهاند و پارسيان طرفدار فيروزان شدهاند . از جنگ يرموك تا جنگ پل چهل روز بود . خبر يرموك را جرير بن عبد الله حميرى به مدينه رسانيد و خبر پل را عبد الله بن زيد انصارى آورد كه به چشم خود نديده بود ، وقتى به نزد عمر رسيد وى به منبر بود و بانگ زد كه اى عبد الله بن زيد خبر چه دارى ؟ » عبد الله گفت : « خبر قطعى دارم » آنگاه از منبر بالا رفت و خبر را نهانى با وى بگفت . جنگ يرموك در جمادى الاخر بود و جنگ پل در شعبان بود . سعيد بن مرزبان گويد : رستم بهمن جاذويه ذو الحاجب را به جنگ ابو عبيد فرستاد و جالنوس را همراه وى كرد با چند فيل كه يكى فيل سفيد بود كه تيغه هاى بران بر آن رديف كرده بودند . بهمن با سپاه فراوان بيامد و ابو عبيد به مقابلهء وى سوى بابل رفت و چون نزديك وى رسيد راه كج كرد و فرات را در ميانه حايل كرد و در مروحه اردو زد . اما وقتى آنجا فرود آمدند ابو عبيد پشيمان شد . گفتند يا شما به طرف ما عبور كنيد يا ما عبور مىكنيم . ابو عبيد قسم خورد كه از فرات عبور مىكند
--> [ 1 ] اشاره به آيه شانزدهم سوره انفال كه گويد اگر فرارى جنگ سوى گروهى ديگر رود گناهى ندارد .